Tuesday, December 06, 2005

اولین تجربه سکس

سلام
اولین تجربه

يادمه سال 3 دبيرستان بودم آخر ادعا تو خلافي و کير بودن وليکن در عمل بچه مثبت خفن !صبح زود بود واساده بودم منتظر تاکسي. اواسط دي ماه بود برف شديد داشت ميومد دريغ از يه تاکسي که واسه ما حتي بوق بزنه (حالا اگه اون مسيرو نميره کون لقش بگيم خيالمون راحت شه) آقا بعد نيم ساعتي که کس علاف واساده بوديم يه پاترول جلو پامون نيگر داشت . نيگا کردم ديدم توش يه دختر عند کس نيشسته . يه چشمک زد بهم و مام عينهو نديد پديدا (که اون موقع بوديم ) پريديم تو ماشين. عرضم به خدمتتون که اون موقعها مثل الانا نبود که هر کي سوار مي شد يا سوار مي کرد باستی کس بدی یا بکنی . بعضي وقتا با ماشين کس چرخ مي زدن و لاس مي زدن با همو بعدش اگه را داشت شماره تلفني چيزي حالا از موضوع زياد پرت نشيم ما نشستيم تو ماشين و سلام احوال پرسي و از اين کس و شعرا يارو حداکثر 23-24 سالش بود. يادش بخير عجب چيزي بود هنوز 5 دقيقه تو ماشين نبوديم که نه گذاشت و نه برداشت : اهل سکس هستي؟ مام که انمون پريده بود تو گلومون ، اومديم کم نياريم : آره خوشگله - پس بريم ؟ - بزن بريم جيـــــــــــــــــگر (همينجوري کشيده بخونينش)
خلاصه رفتيم تو يکي از کوچه هاي جردن . دم خونشون نيگر داشت (حالا خونه مال کدوم بدبختي بود نمي دونم . خودش مي گفت مال بابا ننشه . اونام رفتن فرنگستون)
منو مستقيم بردتم تو اتاق خودش مانتوشو در آورد اومد خودشو چسبوند بهم جــــــــــــــــــــــــوووووون چه تن گرمي داشت پليورشو در آورد زيرش يتاپ بنفش پوشيده بود واي عجب پستونايي داشت از روي تاپ و سوتينش مي تونستم برجستگي و محکمي نوک پستوناشو ببينم يه جورايي پستونش گرد و سر بالا بود . مثل اين جنده ها نبود آويزون باشه معلوم بود زياد نماليدنش ةيه دفعه شروع کرد ازم لب گرفتن ... خوبه اين قسمتشو چند بار با مينو دوست دخترم تمرين کرده بودم دستامو از پشت گذاشتم رو باسنش جووووووووون گرد و قلنبه بود عجب حالي مي داد . سعي کردم هر چي تو فيلما ديده بودمو اينجا نمايش بدم که سه نشم خودش يواش يواش دستشو آورد رو شلوارم خدايا کيرم داشت اون تو مي ترکيد ديگه ازسرما خبري نبود هر چي بود گرماي تنش بود و داغي لباش و کيرم که اون تو تقلا مي کرد کلي ادا اطوار اوم تا زيپمو وا کردو کيرمو از رو شرت گرفت تو دستش وااااااااااي داشتم از شدت هيجان سکته مي کردم خدايا داشتم از فطرت و شدت و حدت هيجان سکته مي کردم خداييش نمي دونستم باست چه گهي بخورم خودش ماشالله کار کشته بود گفت: هل کردي ديوونه ؟ ميخواي کمکت کنم لختم کني ؟ خدا چي بگم به اين ؟ گفتم: تا حالا دختر به اين خوشگلي نديدم خندید . ای کاش نمي خنديد . چه خنده جلفي بود با قيافش جور در نميومد ... چه مي دونم اون موقع اوقم گرفت تاپشو در آوردم بعد شلوارشو ااااااه نمي دونم اين شلواراي تنگ چيه اين زنا تن خودشون مي کنن آدم عرقش در مياد تا درشون بياره واااااااااي عجب پاهاي خوش تراشي داشت يه گرم گوشت اضافي رو بدنش نبود ساق پاي کشيده شيکم صاف صاف تو قسمت باسنش برجستگي داشت فقط با اون دو تا سينه ماماني و ناز که الآن ديگه با در آوردن تاپش آزادتر ده بود و مي خورد تو چش مي خواتم سوتينشو باز کنم دستمو بردم رو کمرش هرچي گشتم دگمهاي گيرهاي خدايا حداقل يه زيپ باشه سه نکن تو فيلما که همش اينجا بود اي کس ننت باز از اون خنده ها کرد گفت : امل جونم از جلو باز مي شه يهني چي؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتم : پس زحمتشو بکش مثلا" به خيال خودم سه نشم که حاليم ني واي خودش زحمت اون رحمتو کشيد تو هيچ فيلمي تا اون موقع همچين پستونايي نديده بودم باورم نمي شد عجب خوشگل و نلز بودن بي اختيار دستمو بردم نوکشون رو کرفتم (بابا بچه مثبت چه جراتي) يه صداهاي باحالي از خودش در مي اورد که باعث مي شد کيرم آتيش بگيره کم کم تو همون حالت خوابيديم رو تخت من هنوز داشتم ازش لب مي گرفتمو با پستوناش ور مي رفتم اونم يه دستش رو کمرم بود اون يکيش تو شورتم داشت با کيرم بازي مي کرد عجب مهارتي داشت خدائيش گفت تو نمي خوري؟ من خر فک کردم پستوناشو مي گه ناشيانه کردم تو دهنم (باز از همون خنده ها) گفت ديوس گاز نزن اونو نگفتم کسمو ميگم تا اون موقع فقط با بچه ها موقع شوخي کس مي گفتيم يه زن بهم همچين حرفي نزده بود تا حالا سرخي صورتمو از خجالت خودم حس کردم يواش شروع کردم به بوسيدن سينه هاش اومدم پائين تا نافش پائين تر تو يه فيلمي ديده بودم پسره با دندوناس شورته طرفو در آورده همين کارو کردم باز اون صدا جــــــــــــــووووووووون خوشش اومده بود از نوک پاهاش شروع کردم ماچ کردن واي اون پاهاش اومودم رسيدم به کسش جون سفيد سفيد بود انگار بند انداخته باشن چه ميدونم يا تميز با اپيل ليدي پاک کرده باشه جون ...... اول با دستم باهاش ور رفتم ............... چه حالي مي داد بعد خودش موهامو کشيد محکم سرمو گرفت چپوند لاپاش واي خيس خيس بود يه بوي نازي هم ميداد ... مثل بوي کرم مرطوب کننده با اسانس ميوه تا جا داشتم خوردم کسشو هر حرکتي مي کردم صداش بيشتر در ميومد جراتم بيشر شد : تو هم می خوري ؟ گفت : نه امل ، مگه من جنده ام ؟ (پس چي بود؟ استغفرالله) گفت: يالله من دارم ميام اي داد ، حالا چي کار کنم؟ 100000 تا فحش به خودم دادم تو دلم که چرا تا حالا انقد بچه ها خانم اوردن دعوتم کردن نرفتم شورتمو در آوردم خوابيد رو کمرش پاهاشو آورد رو شونه هام نمي دونستم کيرمو کجاش بزارم خوشش بياد با از اون خنده ها کردگفت قربونت برم کوچولو جونم کيرمو تو يه اشاره گرفت دستش گذاشت سر دز کسش بقيشو ديده بودم کيرمو هل دادم تو با يه فشار نرفت تو عجب تنگ بود جوووووووووووووووووووون تا ته کردم توش با هر بار عقب و جلو کيرم مي خورد ته کسش يه جيغ کوچولو ميزد محکم کمرمو چسبيده بود واي خدا عجب حالي داد حس کردم آبم داره مياد تا اون موقع عم خيلي زور زده بودم تا نياد انگاري خودشم فهميد گفت اون تو نريزي کوچولو گفتم پس بيام تو دهنت؟ (من اوسکول اينارو فقط تو فيلما ديده بودم) گفت نه ااااااااااه کيرمو کشيد بيرون گرفت دستش يه تکون به نوکش داد آبم همش ريخت رو شيکمش و اون پستوناي خوشگلش تا اون موقع آبم انقد نيومده بود خدا تا 2 ساعت از شدت کمر درد تو بغلش دراز کشيم بعدش رفتيم با هم دوش گرفتيم يهو گفت : خب بچه جون آخر داستان بزن به چاک ديگه من خر : باشه ، چقد مي شه ؟ - يه لب گنده (باز از اون خنده ها) واي خدا من چقد خرم ................ باز گند زدم يه لب 10 دقيقه ازش گرفتم رفت بيرون اتاق منم لباسامو پوشيدم و اومدم بيرون از خونه عجب چيزي بود لاذهب هنوز مزش زير زبونمه

0 Comments:

Post a Comment

<< Home